ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

56

سفرنامه شاردن ( فارسى )

طعن‌آميزى بر لب داشت جواب داد : آرى ، فرانسويان دوستان صميم ما هستند ولى شگفتا كه هميشه ايشان را متفق و در كنار دشمنان خود مىبينيم . جواب ديگر كه شكننده‌تر و تحقيرآميزتر از پاسخ نخست بود اين بود ، نوانتل هنگام بيرون شدن از كاخ صدارت به نخست‌وزير گفت : من از سوى اعليحضرت امپراتور متبوعم مأمورم به شما بگويم پادشاه فرانسه به حلّ مسألهء درياى سرخ توجه مخصوص و تمايل بسيار دارند كه باب عالى هر چه زودتر موجبات رضايت خاطر ايشان را فراهم آورد ، و صدراعظم بىدرنگ جواب داد : باور نمىكنم امپراتورى بدان عظمت و اقتدار كه تو وصف مىكنى مهمترين آرزويش رونق كار گروهى سوداگر و بازارى باشد . ديدار سفير با امپراتور عثمانى نيز گرم‌تر و به آيين‌تر از ملاقات با صدراعظم نبود . وى پس از اين‌كه به محضر امپراتور درآمد و بنا به رسم تعظيم كرد به بالاى تالار پذيرايى رو به روى امپراتور هدايت شد قرائت خطابه‌اش قريب يك ربع ساعت مدت گرفت . بر خلاف توقّع سفير ، مترجم خطابهء وى را به اختصار تمام به عرض صدراعظم رساند ، و او نيز حاصل آن خطابهء بلند بالا را در دو سه جمله به حضرت خلافت معروض داشت . نوانتل بر خلاف تعهدى كه كرده بود ، و قولى كه داده بود درخواستهاى خود را مشروحا به عرض امپراتور رساند و وى با دقت و شكيبايى به همهء گفته‌هاى سفير گوش فراداد . آن‌گاه خطاب به صدراعظم كه بنا به رسم نزديك او بود گفت : سفير را نزد للهء « 21 » ما ببريد تا مطالب خود را براى او بگويد . در مشرق زمين رسم بر اين است كه سفيران پس از باريابى به محضر امپراتور ، و بيرون شدن از تالار پذيرايى ، در محل نخست‌وزيرى با صدراعظم غذا مىخورند . وى و بزرگان همراهش با وزير خزانه‌دارى كه مهمترين اعضاى دولت به شمار مىآيد بر سر ميز نشستند . آقاى نوانتل در آن مجلس نيز همچنان به مذاكرات ادامه داد . و چون سخن را به درازا كشاند صدراعظم ناشكيبا و تنگ حوصله شد ؛ وى را به خاموشى ناچار كرد و به او گفت : آقاى سفير ، قولى را كه به من داده‌ايد ياد آوريد ؛ شش ماه ديگر معلوم خواهد شد كه ما دوست يكديگريم ، يا دشمن هم . فعاليتهاى مسيو نوانتل در ادرنه بدين‌سان آغاز شد . وى در ماه مارس 1671

--> ( 21 ) - لله لفظى است تركى كه امپراتوران عثمانى صدراعظم‌هاى خود را از سر لطف و مرحمت به آن خطاب مىكرده‌اند و به معنى مربى و معلم شاهزادگان است .